دقیقا اونجای زندگیمم که چروک های بین ابروهام توجهمو جلب میکنه

دیگه برام مهم نیست همیشه شیک و مرتب لباس بپوشم و راحتی رو ترجیح میدم

گاهی وقتا به پیری و اینکه یه روزی اگر پیر بشم چه آدمی میشم

که اگه یه روز بچه دار بشم ، چجور مادری میشم؟

اگه یه روز همسر کسی بشم واقعا همسر خوبی میشم؟

دیگه نظر آدمها برام اهمیتی نداره و ازش لذت میبرم ...

شاید بتونم اسمشو بذارم شروع پختگی

و شاید یک آدم پخته،بتونه تو اینجا اومدنش ثبات داشته باشه و بازم بنویسه....