حس خوب شب مانی در بهشت
چقدر شیرینه تو لحظه ای قرار میگیرم که چند وقت پیش رویاش رو داشتم . حسی که طبیعت به من میده منو به خود واقعیم خیلی نزدیک میکنه و اون زندگی بی تجملات و خاکی که دوس دارم رو جلوی چشمام میبینم .
چند روز پیش سه روز تو جنگل بودم و دو شب تو جنگل انبوه کمپ داشتم . آخ که حتی کثیف شدن لباسا و کفشام هم برام دوست داشتنی بود ! وقتی تو شب به آسمون نگاه میکردم و باد شاخه ی درختارو تکون میداد با وجود اینکه همه جا تاریک بود ، تصویری که جلوی چشم بود ... بی نظیره بی نظیر بود....
وقتی که خواب عصرگاهی داشتم بارون گرفت ومن تو چادر زل زده بودم به سقف و با صدای بارون خوابم برد.همه چیز شبیه رویا بود.رویایی که دلم میخواد بشه سبک زندگی واقعیم...دیشب که وسیلامو مرتب میکردم همه چیز بودی رطوبت جنگل میداد .... دلم تنگه... خیلی ....