یک سال بعد ...
بیشتر از یکسال میگذره که من اینجارو رو مرورگر باز کردم و برگشتم...وقتی یوزر پس رو میزدم حس کردم دارم در خونه رو با کلید باز میکنم. تو این یکسال دلایل زیادی بود که منو دور کرد از اینجا و دیگه ننوشتم... عوض شدم و تو زندگیم اتفاقات خیلی عجیب و مختلفی افتاد ... آدمهای خیلی زیادی رو دیدم والان باهاشون در تماسم... شغلم عوض شد و الان یه جای دیگه مشغولم... دقیقا 1 شهریور میشه یکسال ... نمیدونم ، شاید دیگه خیلیا مثل من نیان اینجا اما اونایی که هستن واقعا وفادارن و منی که برگشتم یعنی نمیتونم رهاش کنم و هرجا برم باز برمیگردم...
آرشیو رو که مرور میکردم دیدم چیزایی هست که فراموش کردم و با خوندنش یادآوری بزرگی بهم شد ... قدرت کلمات عجیب تر از اونیه که فکر میکنم...پس دوباره مینویسم... شاید یه روزی که آلزایمر گرفتم تونست نجاتم بده...
+ نوشته شده در چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۰ ساعت 20:39 توسط میم
|