شرح اتفاقات باید چطور صورت بگیره که حق مطلب ادا بشه؟! 

گفتن مهم نیست ،چطور گفتن و درک شدن مهمه...

شلوغیای اخیر باعث شد مغازه بسوزه و از کار قبلیم بیکار شم، همه چیز در عرض چهار ساعت دود شد و کلی آدم حیرون و آشفته... بیرون اومدن از اونجا و دل کندن ازش سخت ترین کار ممکن پاییز بود برام... لیوان همیشگیم... وسایل شخصیم ک سرکار بودن الان کجا دارن تو زباله ها و چرخه زمین میچرخن؟! شوک بزرگ وقتی بود که حیرون و سرگردون برای فرار از کلافگی و بیکاری تو شهر دنبال کار میچرخیدم و سردرگم ترین بودم و از هیچکس هیچ کاری ساخته نبود... از اون به بعد دیگه من یچیزاییم عوض شد ... مجبور شدم لایه هایی از رفتارمو نشون بدم ک حتی خودمم نمیدونستم! 

گاهی وقتا چقدر سریع همه چیز ا این رو به اون رو میشه و چشم باز میکنی میبینی داره دو ماه میشه که دیگه شرایطت مثل قبل نیست...